العلامة المجلسي

315

حياة القلوب ( فارسي )

راوي پرسيد : اى فرزند رسول خدا ! در آن روز عالمي بود ؟ فرمود : خدا عادلتر است از آنكه زمين را بگذارد بىعالمى ، پس چون صالح عليه السّلام ظاهر شد عالمان كه بودند نزد أو جمع شدند ، ومثل على وقائم عليهما السّلام در اين أمت مثل صالح است كه در آخر الزمان هر دو ظاهر خواهند شد « 1 » . ودر ظاهر شدن ايشان مردم سه فرقه‌اند ، وبعد از ظاهر شدن بعضي انكار خواهند كرد وبعضي اقرار خواهند نمود . وبه سند معتبر از حضرت امام موسى بن جعفر صلوات اللّه عليه منقول است كه فرمود : أصحاب رس دو طايفه بودند : يك طايفه آنهايند كه حق تعالى در قرآن ايشان را ياد كرده است ، ويك طايفهء ديگر اهلش باديه‌نشين بودند وصاحبان گوسفند وبز بودند ؛ پس صالح پيغمبر عليه السّلام بسوى ايشان شخصي را به رسالت فرستاد پس أو را كشتند ورسول ديگر را فرستاد باز أو را كشتند ، پس رسول ديگر بسوى ايشان فرستاد كه أو را تقويت داد به ولىّ كه با أو همراه كرد ، پس رسول كشته شد وسعى كرد ولىّ تا حجت را بر ايشان تمام كرد ، ايشان مىگفتند : خداى ما در درياست ؛ وخود را در كنار دريا ساكن كرده بودند ، وايشان در هر سال عيدى داشتند كه در آن روز ما هي بزرگى از دريا بيرون مىآمد وايشان آن ما هي را سجده مىكردند ، پس ولىّ صالح عليه السّلام به ايشان گفت : من نمىخواهم كه شما مرا پروردگار خود بدانيد وليكن اگر آن ما هي كه شما آن را مىپرستيد أطاعت من بكند آيا شما أجابت من خواهيد كرد بسوى آنچه من شما را به آن مىخوانم ؟ گفتند : بلى . وعهدها وپيمانها در اين باب با أو كردند ، پس بيرون آمد ما هي كه بر چهار ما هي سوار بود . چون نظر ايشان بر آن ما هي افتاد همگى به سجده افتادند ، پس ولىّ صالح پيغمبر عليه السّلام برابر آن ما هي آمد وگفت : بيا بسوى من خواهى نخواهى به نام خداوند كريم . پس ، از آن ماهيها فرود آمد ، ولىّ گفت : باز بر پشت آن چهار ما هي باش وبيا تا اين قوم را در امر من شكّى نماند . باز آن ما هي بر پشت آن چهار ما هي سوار شد وهمگى از دريا بيرون آمدند تا نزديك ولىّ صالح رسيدند . پس باز تكذيب كردند أو را ، پس حق تعالى

--> ( 1 ) . قصص الأنبياء راوندى 98 ؛ كمال الدين وتمام النعمة 136 .